السيد الخميني
87
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مىگوييم كه آن كسى كه به مملكت ما خيانت اصلى را كرده ، امريكاست . الآن ما سر و كارمان با امريكاست ؛ اينهاى ديگر شاخ و برگش هستند . شاه يكى از شاخههاى امريكا است . اين نوكر است ؛ نوكر است ؛ المأمورُ معذور . تو سرش مىزنند ، بايد بكند . ما مىگوييم امريكا هم بايد برود كه اصل است . اين شاخهها هم كه هرزه خورند و هرزه بَرَند و مال مردم خورند و خيانتكارند ، اينها هم بايد بروند . مملكت مال خودمان است ، و ما خودمان مىخواهيم ادارهاش كنيم . امريكا چه كار دارد كه شما نمىتوانيد به رشد برسانيد ؛ خيلى مضحك است اين ! كارتر ، استاد اعظم شاه همين امروز براى من يك روزنامهاى را آورده بودند ؛ ديروز هم بود كه آقاى كارتر در نطقشان فرمودهاند كه شاه از باب اينكه يك اجتماع مترقى مىخواهد آنجا درست كند و از باب اينكه يك آزادى مىخواهد به مردم بدهد ؛ مردم با او مخالفند ! اين همه مردم كه با اين مخالفند ؛ اين ملت كه با اين مخالف است ، براى اين [ است ] كه آنها مىگويند : آقا بگذار آزادتان كنيم ؛ اينها فريادشان درآمد كه آقا ما آزادى نمىخواهيم ! ايشان فريادش از آن طرف بلند است ، بلندگوهاى شاه ، به حسب منطق آقاى كارتر - كه استاد اعظم است - منطق ايشان اين است كه فرياد بلندگوهاى شاه اين است كه آقا بگذاريد من يك زندگى مرفه به شما بدهم ! اينها مىگويند ما نمىخواهيم ، ما مىخواهيم كه توى اين چالهها زندگى كنيم ! آقاى كارتر گفته ؛ خوب ، ما با اين مردم چه بكنيم ؟ ما با اين كارتر چه بگوييم ؟ چه فحشى لايق اين است اصلًا نبايد داد ؟ بگوييم نمىداند ؟ كارتر اطلاع ندارد ؟ معقول است اين معنى كه كارتر بىاطلاع باشد ، آن وقت من و شما مطلع باشيم ؟ كارشناسهاى او پر است در همه جا ؛ در اعماق همه جا هست ؛ پس مىداند ؛ مىخواهد چه كسى را بازى بدهد ؟ آن اين حرف را كه مىزند ، در مجمعِ نمىدانم كذا اين حرف را مىزند كه همهء اختلافاتى كه هست در ايران ، براى اين است كه شاه مىخواهد اين كار را بكند ، آزادى بدهد ، مردم با او مخالفت مىكنند ! خوب اين را اگر به هر جا بگويند كه مطلع از واقعيت نباشد ؛ مىگويد : خوب اينها يك دسته ديوانه هستند در